امیرعلی امیرعلی ، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

به وبلاگ امیرعلی عزیز ما خوش آمدید

نصیحت مادرانه و پدرانه

یه نصیحت کوچولو به عشق زندگیمون به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن . كسي هست كه عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست . اشكهاي تو را پاك مي كند و دستهايت را صميمانه مي فشارد . تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت . و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند . باور كن كه با او هرگز تنها نيستي. فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه کنی... مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد. چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند. به یاد داشته باش که پروردگار عالم با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست ...
20 ارديبهشت 1393

آرزوی مامان و بابا برای عشقمون امیرعلی

پسر طلای مامان و بابا امیرعلی عزیز آرزویمان این است که دلت خوش باشد نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند نشود غصه دمی نزدیکت لحظه هایت همه زیبا باشد از خدا می خواهیم که تو را سالم و خوشبخت بدارد همه عمر و نباشی غمگین ...
15 ارديبهشت 1393

روز زمینی شدن فرشته آسمونی

چون دکتر گفته بود که احتمال زایمان زودرس داری ساک بیمارستان و آماده کرده بودیم . 14/2/93 روز یکشنبه ساعت23:30 بود که داشتیم میخوابیدیم من این اواخر شدیدا اذیت میشدم چون شما تکونات خیلی زیاد شده بود و جات تنگ شده بود و از طرفی هم من تنگی نفس گرفته بودم و اصلا خوابم نمیبرد بابا رامین خوابید و من مثل همیشه توی رختخواب دراز کشیده بودم و برای سلامتی گل پسرم آیه الکرسی میخوندم  انقدر آیه الکرسی خوندم که بالاخره خوابم برد و ساعت 3:10 بامداد با یه مشت و لگد اساسی شما کیسه آب و پاره کردی و  من با استرس بابا رامین و بیدار کردم و گفتم رامین کیسه آب پاره شد بابا رامین با هول از جا بلند شد سریع با مامان جون تماس گرفت و گفت که کیسه آب پاره...
15 ارديبهشت 1393

احتمال زایمان زودرس

پسر قشنگم ، نفس مامان عزیز دل مامان شما الان 37 هفته است که تو دل مامانی و خانم دکتر مشایخ برای 18 اردیبهشت ماه یعنی 4روز دیگه به مامان وقت دادن برای زایمان وای خدا دیگه دارم ثانیه شماری میکنم تا زودتر روی ماهت رو ببینم البته نا گفته نماند شما هم مثل من مشتاق به دنیا اومدن هستی چون دیشب تکونهات وحشتناک زیاد شده بود و منو بابا رامین و راهی بیمارستان نجمیه کردی  خلاصه ما رفتیم بیمارستان بعد کلی معاینه و آزمایش دادیم که خداروشکرمشکلی نبود و خانم ماما کیشیک گفتند که جهت اطمینان بیشتر  یه تست ان اس تی هم بگیریم و من خوابیدم روی تخت ان اس تی و خانم ماما دو تا کش محکم بستند روی شکمم و دستگاه و روشن کردند شما هم ظاهرا" خیلی با...
14 ارديبهشت 1393
1